پست شماره: 6
گاهی وقت ها سکوت رساتر از فریاد است و آن سکوت...
شایــد سـکوت نـهایت صداست نـهایت عشق و نـهایت بودن
و بـه همین دلیل این چـنـیـن خاموش است چــون می دانـــم
کـه عشق با هر چـیزی در آمیزد ذات او را عوض میـکند صدا
با تمام رهایی اش در بند زمان است و در اندک مدتی محو می شود
اما عشق در حصار هیچ چیز نیست و خود همه را محصور کرده
نهایت عشق تویی دوست داشتن تـو زیباست نیازی که در نهایت
عـشق اسـت و صــدایــی کـــــه در نــــهایــت خــامـــــوشی اسـت.
شاید اگر سکوت صدا میکرد رساتر از فریاد میشد ما از کنه هستی
بی خبریم نهایت هستی عشق است ولی نهایت عشق را نمی دانیم
عشق تو تا پایان جهان با من است حتی اگر مرا بسوزاند و خاموش کند.
+
| نوشته شده در: جمعه هجدهم شهریور 1384 توسط: حسین
|