 |
| توضيحات |

سوگند راساختيم تا سوگندياد کنيم که عاشق بمانيم باسوگند شروع ميکنيم و با اميد ادامه مي دهيم و آرزو داريم با وصال ختم شود سوگند مي خوريم به زيبايي عشق پاک که دل از هم بگيريم که لحظه اي ازياد يکديگر غافل نشويم که براي هم باشيم و به ياد هم که دوست داشتن را از ياد نبرده و با آمدن هر سپيده و شروع هر روز به ياد يکديگر چشم به جهان بگشاييم ودرآخرسوگند به عشق که درغم و شادي با هم باشيم و شريک هم
|
|
 |
| سایر ابزارها |
|
|
|
 |
 |
مخمل خاطره ی تو |
 |
 |
 |
|
پست شماره: 14
وقتی که نگات می شینه روی دیوار اتاقم عکس تو تو قاب چوبی دوباره میاد سراغم یاد اون روزا می افتم ، با تو بودن زیر بارون وقتی که شرمنده بودن ، پشیمون لیلی و مجنون یاد اون شبا می افتم ، لب اون چشمه ی جاری که گرفت از ما یه عکاس ، دو تا عکس یادگاری یکی شون سهم تو بود و یکی شونم مال من بود کجا فکرشو می کردیم ، آخرش جدا شدن بود زیر رعد و برق تقدیر ، من و تو با هم شکستیم توی رؤیاهامون اما ، هنوزم صاف و یه دستیم گل سرخی اینجا روی طاقچس خاطرش هست و خودش مرد توی میدون زمونه ، من و تو بازی رو باختیم تقصیر طالع ما بود ، سرنوشتو خوب شناختیم مث اون کلاغ قصه ، که نمی رسید به خونه دوس نداش که مال هم شیم دست بی رحم زمونه اسمش اینه که تو رفتی ، یادگاریت رو به رومه تو رو داشتن تا همیشه منتهای آرزومه بی گناهی ، اما کوچت ، چه آتیشی زد به ریشه م همیشه بهت می گفتم ، نباشی دیوونه می شم می دونی ما بی گناهیم ، جرممون فقط وفا بود هیچ دلی راضی نمی شه ، که بگه تقصیر ما بود مخمل خاطره ی تو ، تو صندوقچه ی چوبی خوابیده مثل یه قصه ، پر راز و پر خوبی تو رو می سپرم به دست صاحب پونه و خورشید اما افسوس و صد افسوس که تو رو به من نبخشید
+
| نوشته شده در: پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 توسط: حسین
|
|
 |
 |
|
|
|
 |
|
 |
| نویسنده |
وضعیت در یاهو
|
|
 |
| نظرسنجی |
|
کد نظرسنجی
|
|
|