تبليغاتX
راز عشق
راز عشق

تو دلم این همه غم جا نمی گیره ،،،، چی به جز غم داره اون دل که اسیر

توضيحات


سوگند راساختيم تا سوگندياد کنيم که عاشق بمانيم باسوگند شروع ميکنيم و با اميد ادامه مي دهيم و آرزو داريم با وصال ختم شود سوگند مي خوريم به زيبايي عشق پاک که دل از هم بگيريم که لحظه اي ازياد يکديگر غافل نشويم که براي هم باشيم و به ياد هم که دوست داشتن را از ياد نبرده و با آمدن هر سپيده و شروع هر روز به ياد يکديگر چشم به جهان بگشاييم ودرآخرسوگند به عشق که درغم و شادي با هم باشيم و شريک هم

پیوندها
انسان وقابلیتهایش
بد نيست به اينجا هم یه سرك بكشيد
پاسخ به سوالات پژوهشگاه فرهنگ وعلوم اسلامی
گالري قالب وبلاگ
فروشگاه تک پی سی

سایر ابزارها
خبرخوان یا همان RSS وبلاگ
تبلیغات
 
جای بنر های شما
 
سکوت
  پست شماره: 6

گاهی وقت ها سکوت رساتر از فریاد است و آن سکوت...

شایــد سـکوت نـهایت صداست نـهایت عشق و نـهایت بودن

و بـه همین دلیل این چـنـیـن خاموش است چــون می دانـــم

کـه عشق با هر چـیزی در آمیزد ذات او را عوض میـکند صدا

با تمام رهایی اش در بند زمان است و در اندک مدتی محو می شود

اما عشق در حصار هیچ چیز نیست و خود همه را محصور کرده

نهایت عشق تویی دوست داشتن تـو زیباست نیازی که در نهایت

عـشق اسـت و صــدایــی کـــــه در نــــهایــت خــامـــــوشی اسـت.

شاید اگر سکوت صدا میکرد رساتر از فریاد میشد ما از کنه هستی

بی خبریم نهایت هستی عشق است ولی نهایت عشق را نمی دانیم

عشق تو تا پایان جهان با من است حتی اگر مرا بسوزاند و خاموش کند.



+ | نوشته شده در: جمعه هجدهم شهریور 1384 توسط: حسین
 
زندگي
  پست شماره: 5

سه چيز در زندگي هيچگاه باز نمي گردند:زمان، کلمات و موقعيت .

 

سه چيز در زندگي هيچگاه نبايد از دست بروند:آرامش، اميد و صداقت.

 

سه چيز در زندگي هيچگاه قطعي نيستند:رؤيا ها، موفقيت و شانس.

 

سه چيز در زندگي از با ارزش ترين ها هستند:عشق، اعتماد به نفس و دوستان.

 

سه چيز در زندگي يک انسان را مي سازند:تلاش، اخلاص و موفقيت.

 

دو چيز در زندگي يک انسان را نابود مي کنند:غرور و دروغ



+ | نوشته شده در: چهارشنبه شانزدهم شهریور 1384 توسط: حسین
 
دلتنگی
  پست شماره: 4

ازبرای غم من سینه دنیا تنگ است   بهـراین موج خروشان دل دریا تنگ است

تا زپیمانه چشمان تـوسرمست شـدم    دیگـرانـدر نظرم دیده مینا تنـگ اسـت

بس که دل درسرگیسوی تو آویخته است   ازبـرای دل آشفته ما جا تنگ است

گفته بودی به دیدارمن آیی ز وفا    فـرصت ازدست مده وقت تماشا تنگ اسـت

سـربدامان تو زین پس نهم و ناله کنم   بهـرنالیدن مـن دامن صحرا تنگ اسـت

مگرامروز به بالین من آیی که دگر  عمرکوتاه مرا وعده فردا تنگ است

خنـده غنچه فــرومرد زبیـداد خـزان   چه توان کرد که چشم و دل دنیا تنگ است



+ | نوشته شده در: سه شنبه پانزدهم شهریور 1384 توسط: حسین
 
فاصله
  پست شماره: 2

دورم ز تو ای خسته خوبان چه نویسم

من مرغ اسیرم به عزیزم چه نویسم  

ترسم که قلم شعله کشد صفحه بسوزد 

با آن دل گریان به عزیزم چه نویسم



+ | نوشته شده در: شنبه دوازدهم شهریور 1384 توسط: حسین
 
بدون تو...
  پست شماره: 1

نمی دانم تو میدانی که من بی تو بهاران را نمیخواهم....

نمیدانم تو میدانی که من بی تو درخت خشک پاییزم که باران را نمیخواهم...

من از آب زلال چشمه ها چیزی نمیخواهم ، اگر بی تو گل نرگس نروید در درون

باغ چشمانم و من بی تو....  و من بی تو ....

و من بی تـــــو پـــــریشانم . پــــــــریشان ...



+ | نوشته شده در: جمعه یازدهم شهریور 1384 توسط: حسین |
 
آخرين مطالب
  خودم اینو از تو خواستم
اکسیر عشق ( سعدی )
تا چند ؟
زمان مرگ چه حسی به ما دست می دهد
قاب عکس
اسیرعشق
هیچ وقت ...
قسم
مخمل خاطره ی تو
بال پرواز
قفس
با همه بي سر و سامانيم
چه زیباست
دلم گرفته آسمون
سکوت
زندگي
دلتنگی
فاصله
بدون تو...
 
صفحات دیگر
 
          
 
منوی اصلی
صفحه نخست
ایمیل به مدیر
آدرس آرشیو

نویسنده

وضعیت در یاهو


آرشیو مطالب
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
اردیبهشت 1387
شهریور 1384

عناوین مطالب وبلاگ

نظرسنجی
کد نظرسنجی




CopyRight © http://razeeshgh.blogfa.com .:. Template Designer: GHALEBKADEH